تقابل رویه جابز یا کوک
به گزارش اقتصادگران،در ادبیات نوین مدیریت استراتژیک، تقابل «جابز و کوک» بیش از آنکه روایت دو فرد باشد، روایت دو پارادایم رهبری متقابل است: رهبری تحولآفرین در برابر رهبری Operational یا عملیاتی. استیو جابز نماینده کامل نوع اول است؛ رهبری که بهجای پذیرش وضع موجود، ساختارشکنی میکند، نابودی محصولات موفق خود را بهمثابه ابزار پرش میبیند و با «تخریب خلاق» بازارهای جدیدی میآفریند که پیش از آن حتی در ذهن مشتریان هم شکل نگرفته بود.
جابز همواره به مرز میان «مطلوب» و «ممکن» حمله میکرد و قواعد بازی را دوباره مینوشت.در سوی دیگر، تیم کوک نماد رهبری تثبیتکننده است. او با تکیه بر داده، الگوریتمهای لجستیک و بهینهسازی زنجیره تأمین جهانی، کانون تمرکز خود را بر بهرهوری، انضباط سازمانی و مدیریت ریسک گذاشت.
دستاورد او نه یک محصول انقلابی، بلکه تعمیق استمرار و تسخیر حاشیه سودی پایدار بود که ارزش بازار اپل را به کم سابقهترین ارقام تاریخ بورس رساند. در نگاه تحلیلی، کوک «معمار» نبود؛ «مهندس استمرار» بود. تفاوت جوهری این دو نه در توانمندی، که در نوع «جهش» و «استمرار» نهفته است، و همین تمایز است که تعیین میکند اپل امروز برای گام بعدی خود به کدام تیپ رهبری محتاج است.
دکتر مازیار میر






